السيد محمد حسين الطهراني
8
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
چندان مفصّل كه تمام شقوق و شُعَب آن به تفصيل بيان شود ، شروع نموده ؛ و راه ميانه و حدّ وسط را از جهت أدلّهء فقهيّه پيموديم ؛ تا براى طلّاب ذَوِى العزَّة و الاحترام ، راهگشائى براى تفريع فروع و تشقيق شقوق باشد ؛ و خود بتوانند بر جزئيّات مسائل واقف گردند . اين مباحث بطور مسلسل پس از شهر رمضان المبارك سنهء 1410 هجريّه قمريّه از روز هشتم شهر شوّال المكرّم شروع شد ؛ و بطور مرتّب حتّى با ضميمهء روزهاى پنجشنبه در هفته به أيّام تدريس ، إدامه يافت تا به چهل و هشت درس منتهى شد ؛ و در روز بيست و يكم شهر ذو الحجّة الحرام پايان يافت . متن هر درس ، يك ساعت تمام را استيعاب مينمود ؛ و وقت سؤالها و جوابها در خارج آن ساعت بود . سزاوار بود اين دروس به زبان عربى تقرير و طبع شود تا أوَّلًا : از بركات زبان عربى كه لسان قرآن كريم و پيامبر أكرم و معصومين ذوات ولايت تامّهء كلّيّه صلوات الله عليهم أجمعين ، و رويّهء فقهى كتب فقهاى أعلام ماست ، تجاوز نگردد ؛ و ثانياً : براى همهء مسلمين جهان كه زبان عربى بايد زبان مشترك آنها باشد قابل استفاده باشد « 1 » . غاية الامر سپس براى استفادهء إخوان پارسى زبان بدين لسان ترجمه گردد . أمَّا به علّت سرعت در تحرير و طبع و دسترسى أحِبّه و أعِزّة از آشنايان و راغبان در مطالعهء اين آثار ، به همان گونه كه در نوار ضبط شده بود پياده و تحرير شد ؛ و جمعى از فضلاى عِظام به تنقيح آن پرداختند ؛ و جنابان مستطابان
--> ( 1 ) در مجلّد چهارم از كتاب « نور ملكوت قرآن » از سلسله مجلّدات أنوار الملكوت ، بحث نهم ، در ضمن بحث از عظمت قرآن ، شرحى نسبةً مفصّل درباره أهميّت زبان عربى دادهام ؛ در آنجا آمده است كه : زبان أوّلى و مادرى هر مسلمان بايد عربى باشد ؛ نه تنها زبان مشترك و متداول . و علّت پذيرفتن جهان إسلام لسان عرب را پس از فتح مسلمين ، عظمت اين زبان بوده است ؛ و كتب علميّه ما در طول چهارده قرن ، أعمّ از تفسير و تاريخ و حديث و فقه و حكمت و عرفان و علوم طبيعى : هيئت و طبّ و دارو سازى و شيمى و فيزيك و رياضيّات و غيرها همگى به لسان عربى بوده است .